سلام دوستای گلم.واقعا نمیدونم چه طور باید از همتون تشکر کنم.تو این مدت خیلی بهم لطف داشتید.مدام سعی کردین با حرفاتون بهم آرامش بدین.اغلب تشویقم کردید به اینکه زودتر آپ کنم حسابی شرمندم کردین آخه این روزا خیلی کم فرصت پیش میاد که بتونم سر فرصت آپ کنم اغلب دانشگاهم و آخر هفته هم اغلب خونه نیستم.اما خب این چند وقته به لطف شماها حسابی عوض شدم برای همینم هست که میگم نمیدونم چه طور باید ازتون تشکر کنم.قول داده بودم این بار که آپ میکنم حرفی از غم و غصه نباشه.راستش اولاش میخواستم به خودم تلقین کنم که غمی ندارم و شادم اما حالا که یه کمی وقفه ی بین پستام طولانی شد دیگه واقعا حرفی از غم برام نمونده به لطف همه ی دوستای خوبم و البته قولی که به چند نفر داده بودم.
راستش من یه کمی بی جنبه تشریف دارم.این بار از اونور بوم افتادم. راسته که همه ی اتفاقات بزرگ و متحول کننده یهیهو می افته.یه روز که چشم باز میکنی میبینی به خاطر اون همه اشکی که دیشب تا نیمه های شب میریختی حسابی عذاب وجدان داری و از خودت بیزاری به خودت قول میدی دیگه تکرار نشه و تصمیم میگیری به جای همه ی گریه ها بخندی.به همین راحتی تصمیم گرفتم دیگه فقط شاد باشم.با هر بهونه ی کوچیکی بخندم
. به زمانی فکر کردم که بهترین اتفاقاتی که توی زندگیم می افتاد تنها برای چند لحظه اونم به صورت تصنعی لبخند رو روی لبام می آورد.ازخنده و شادی و جمع شاد مردم بیزار بودم.خیابون و جاهایی که آدم زیاد بود نمی رفتم چون از دیدن شادی و خنده ی روی لبای مردم متنفر بودم.با خودم میگفتم این آدما چه طور این همه شادن در صورتی که من اینهمه غم دارم؟!!!
در صورتی که من غمی نداشتم یعنی غمی که واسه خودم ساخته بودم در مقابل غصه خیلی از آدما هیچ بود.
حالا مادری رو میدیدم که فرزند جوونش روی تخت بیمارستان و جلوی چشماش مثل گل پرپر میشه و اون جز اینکه دستاش رو به آسمون بلند کنه و با اشک به خدا التماس کنه کاری نمیتونه بکنه. یا مادر و پدری که با همه ی علاقه یی که به فرزندشون دارن حاضر نیستن اونو دختر خودشون بدونن و آرزو میکنن که کاش دیگه زنده نباشه
. خانواده یی که ماه هاست از پدرشون بی خبرند در حالی که جنازه ی اونو کنار جوب در حالی پیدا میکنن که به خاطر تزریق بیش از حد مرده
. اونوقت دیدم که غم عشق غم نیست اینا غمه و آرزو کردم که هیچوقت جای اونا نباشم.
به اون روزای پراز خالی که فکر میکنم از خودم بدم میاد چون حالا افسوس میخورم که میتونستم اون لحظه های خالی رو با صدای قهقهه هام پر کنم!حالا که فکر میکنم میبینم باید تا آخر عمر تاوان این سهل انگاری رو پس بدم.بنابراین به دنیا گفتم: آهای!وایسا دنیا من میخوام پیاده شم! به حرفم گوش نداد.لحظه ها و ثانیه ها بود که پشت سر هم می رفت.پس تصمیم گرفتم هرطور شده به این دنیای نامرد غالب بشم.در نتیجه دو سال اخیر زندگیمو فاکتور گرفتم و دوباره شدم 18 ساله.سنی که اوج سرمستی و خوشیم بود
.شناسنامه ای چند ماهه دیگه شمع 21 رو فوت میکنم
اما از خودم بپرسن میگم 18 سالمه.میخوام حقمو از دنیا بگیرم آخه دوسال میتونستم غرق شادی و خنده باشم و نبودم و حالا نمیذارم به همین راحتی دنیای بیرحم حقمو ازم بگیره
. آره دوستای خوبم دیگه تصمیممو گرفتم و تک تک شماها به خصوص خدا که بیش از هر زمان دیگه ای هوامو داشت و حتی لحظه ای تنهام نذاشت و منو از اینکه مدتها حضور نابشو تو زندگیم نادیده گرفته بودم و غرق تنهاییم شده بودم شرمنده کرد تو گرفتن این تصمیم کمک کردین.
به بعضی از دوستام که حتی یک روز فراموشم نکردن و تنهام نذاشتن علی الخصوص از اونی که خیلی خیلی دوستم داره و ازم قول "فقط شاد بودن" گرفته مدیونم.
حالا به هر بهونه ای و حتی بی بهونه میخندم و شادم.از هر جشن و تفریح شادی استقبال میکنم و خیلی وقتا بیخودی میخندم.حتی لحظات فوق العاده دردناک و غمگین.طوری شده که به الکی خوش و سرخوش بین دوستام معروف شدم.شیطنتام تو دانشگاه دوباره داره شروع میشه البته اینبار بیشتر بین دوستام آخه خوبیت نداره همه دانشگاه بفهمن خل شدم
.
راستش من واقعا عاشق بودم اما خب دیگه همیشه که نمیشه دنیا بر وفق مراد ما بگذره. عشق با خودش برام دوسال غم و اشک آورد اما همش در مقابل تجربه ای که برام داشت هیچه بنابراین فعلا دنبال غم حتی از نوع شیرینش هم نیستم مثل غم عشق اصلا به قول شهرام :
"تا اطلاع ثانوی عاشقی تعطیله دیگه ..."
اون زمان از غم و غصه استقبال میکردم چون برام شیرین بود اما حالا میبینم که اونموقع هر روز و هر لحظه منتظر اتفاقی بودم که دوباره همه چی به هم بریزه واسه ی همینم این آرامش به همه ی اون اضطرابا می ارزه.
نه دلم تنگ نشده واسه ی دیدن تو
واسه بوی گل یاس واسه عطر تن تو
نه دلم تنگ نشده واسه بوسیدن تو
برای وسوسه ی چشمای روشن تو
چرا دلتنگ تو باشم؟چرا عکستو ببوسم؟
چرا تو خلوت شبهام چشم به راه تو بدوزم؟
چرا یاد تو بمونم تویی که نموندی پیشم
میدونم تا آخر عمر نه دیگه عاشق نمیشم
یه روز ابری و سرد رفتی تو از زندگیم
به تو گفتم بعد از این واسه هم غریبه ایم
از حقیقت تا دروغ فاصله خیلی کمه
نه دلم تنگ نشده تنها دروغمه
نه دلتنگ نمیشم
نه دلتنگ نمیشم
این ترانه رو که بالا نوشتم دوست دارم چون دیگه دلتنگی رو دوست ندارم چون با خودش اشک میاره. پذیرفتم که این دو سال قسمتی از زندگیم بود که کوله باری از تجربه برام داشت و شاید این وقفه بین زندگی شاد و شادیهای بی وقفم لازم بود. حالا هم عاشقم اما عاشق دوست داشتن و عشق.عاشق خنده و شادی.عاشق عشششششق...و معتقدم به این که گفتن:
"شاید آن روز که سهراب نوشت : تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینجور نوشت هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجبارست!"
و چه بهتر که این اجبار رو هرچه شیرینتر طی کنی!...
یه درد دل کوچیک با خدا دارم و یه عذرخواهی هم بهش بدهکارم:
" همیشه کسی هست برای محبت و برای امید دادن،تو را میگویم تورا ای منادی عشق و محبت،ای که با دم مسیحاییت روحی از عشق و امید به زندگی من دمیدی.تا کنون از همگان می شنیدم شقایق اسوه ی عشق و دلدادگیست،اما تو به من فهماندی گل سرخ بهترین و عاشق ترین و مهربان ترین نماد عشق است.عشقی نه آتشین و زود گذر بلکه عشقی ماندگار و فراموش نشدنی."
خدای خوبم، درسته که دیروز را سوزاندیم برای امروز ؟ امروزمان را گذراندیم برای فردا و فردایمان دیروزی دیگر است !!! واین است بازی پوچ ما انسانها اما تو بزرگی و بزرگی و بزرگ... تو ببخش منو که مدتها هر روزم تکرار روز قبل بود و اونی نبودم که میخواستی.شاید همونوقتم میخواستم که بهت ثابت کنم که تو امتحان عشق تو اول میشم! اما به چه قیمتی؟! به قیمت فراموشی عظمت تو؟خدای خوبم ببخش!ببخش که روزگاری آرزوی مرگ کردم و نعمت شاد زیستن رو نادیده گرفتم! بهم فرصت دوباره دادی و من ثابت میکنم که لایق این فرصت هستم...خدایا دستای سردمو هرگز از دستای گرمت رها نکن و حتی لحظه ای دیگر مرا به حال خودم رها نکن...
"نگو کفر است اگر من کافرم ،باشد - نمی خواهم خدایا زاهدی چون دیگران باشم - نمی خواهم خدایم را به قدیسی بدل سازم که ترسی باشد از او در دل و جانم - نگو کفر است که سوگند یاد کردم من به خاک و آب و آتش بارها ای دوست - خدا زیبا ترین معشوق انسانهاست - خدا را نیست همزادی که او یکتا ترین عاشق ترین معبود انسانهاست"
و حرفهای ما هنوز ناتمام...
تا نگاه میکنی وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی...
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر میشود
آه!ای دریغ و حسرت همیشگی...
ناگهان چه زود دیر می شود...
این چند جمیه ی زیبا رو همیشه از قیصر امین پور به یادگار داریم و چه خوش گفت: که "ناگهان چه زود دیر می شود"
پس لحظه ها رو دریابیم شادِ شاد... و بدونیم که میشد حالا من و تویی که زنده ایم و فرصت زیبا زندگی کردن رو داریم به جای او زیر خروارها خاک آرمیده باشیم پس...
به پاس نعمت زنده بودن و نفس کشیدن که خدای خوب هنوز از تو دریغ نکرده و برای شادی روح او فاتحه ای نثار خاک سرد گورش کن...روحش شاد!
هنوز هم عاشقم و زنده...
عاشق باش و شااااد...
سلام ...
من یکی دو ماه نبودم ... ولی پستهای قبلی ات رو خوندم و از ماجرای زندگی ات ، تا حدودی با خبر شدم
خیلی خوشحالم که تصمیم منطقی رو گرفتی ...
اصلاً خوب نیست که کسی زندگی اش رو تلخ کنه ... حتی اگه فکر بکنه که ...
درسته که زندگی سخته ... ولی نعمت زنده بودن رو نمیشه فدای چیزای بی ارزش کرد
خدا رو شکر میکنم که خدا منو ... سنگ و یا هر موجود بی جانی نیافرید
من عادت کردم که به همه چیز بخندم ... حتی به مشکلاتم
شاید باور نکنی... ولی اگه اتفاق بدی واسم بیفته به جای اینکه ناراحت باشم ...
فکر میکنم که چرا این اتفاق افتاده و چی کار کنم که دفعه بعد اتفاق نیفته
خدا رو شکر فکرم بازه و همون لحظه دلیلش رو می فهمم و خیلی زود باهاش میسازم
من هم ، هم سن شما ام ... و این تجربه هارو که الآن کسب کردی ... من هم کسب کردم
میدونی ... ؟!!! خدا خیلی بیشتر از این که ما فکر میکنیم دوست داشتنیه...
بای
به رسم ادب [گل]سلام[گل]
.
با این همه بارانی که باریده است...
هنوز این پنجره باز مانده..
و هنوز آن پرنده سرگردان..به خانه باز نگشته است....!!!
.
.
از خوشحالیه شما خوشحال شدم..چون میدونم چه حس غریب و زیباییه..
.
از حضور پر مهرتون در کلبه تنهاییم بی نهایت ممنون.
همیشه و هر لحظه منتظر حضور سبز شما هستم.
موفق باشید و پایدار[گل][گل]
سلام رئوفه جان
سلام
شادم از شادیت
سپاسگزارم از لطفت
پاینده باشی
شادیت چو خورشید بی زوال
آمین
آپم
سلامت باشی
سلام
من کامیار هستم . کامی صدام می کنن . از اسم وبلاگت خیلی خوشم اومد و نوشته هات با حاله منتظرت هستم ... یهم سر یزن پشیمون نمیشی فعلا بای
سلام
اگه دوست داشتی یک روز برفی رو از نزدیک ببینی
حتما بیاو ببین
خوشحال می شم
زیر درخت
توی برف
منتظرت هستم
خوشحالم.ر<وفه جان که را درست رو پیذا کردی.و خدا هدایت کنه اونایی که با احساسات دیگران فقط به خاطر خوشگذرانی بازی می کنند و به گفته قرآن جایگاهشان جهنم است.منها خلقناکم و فیها نعیرکم و منها نحرجکم تاره اخری
سلام ... عزیز !!
من واقعا نمی دونم چی بگم؟
برای خودمم اون احساسایی که می گی به وجود می آد.
نمی دونم ...
به هر حال من کلی از شما ممنونم.
بازم بیا پیشم، ... گلم!!
سلام رئوفه جان
سلام
حضورت شادی بخشه
ممنون که آمدی
پاینده باشی
you was born an original
don t die a copy
نمی دانم چرا فکر کردم تولدت همین روزهاست
سلامت و شاد باشی
سلام دوست خوبم
خیلی خوشحالم که خوشحالی
معذرت می خوام دیر اومدم سرم خیلی شلوغ بود
امیدوارم همیشه شاد باشی و به گذشته فکر نکنی
فعلا بای تا های
سلام رئوفه جان
سلام
چرا اینو میگی؟(لکه تیره روی زیبایی زمستون ......)
رئوفه عزیزم
تو معجزه ای
هر کودکی با این پیام به دنیا می آید:
خداوند هنوز از انسان نومید نشده است
او به تو می نگرد
به تو امید دارد
تو جانشین او بر زمینی
و یه چیز دیگه
به راستی اگر زمستان بگوید:
بهار در وجود من است
دیگر چه کسی زمستان را باور می کند
به امید شادی و لبخندت
سلام رئوف عزیز.خوبی؟حتما خوبی با این همه دوست
همه خیلی دوست دارن!!!!
به خودت ببال
عزیزم خیلی وب لاگت جذابه...
حتما خودتم همبن جوری هستی....به منم دوست داشتی سر بزن..من با اجازتون لینکتون می کنم..دوست داشتی
منو لینک کن..
سلام عزیزم
خوبی ؟؟
خبری ازت نیست
بی خبری هم خوب نیست
به من سر بزن آپم و یه خبری از خودتم بهم بده
سلام عزیزم
من آپم گلم
منتظرتما
سلام دوست عزیز ...
امیدوارم که کماکان حالتون خوب باشه و دیگه هیچ وقت دلسرد نباشین
من بلاگ ام رو آپیدم ... دوست داشتم با خبر باشین
در سایه سار حق
موفق باشی
سلام رئوفه جان
سلام
از این حرف ها نداریم ها
شرمنده یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
داشتیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بله
معجزه ای
در آن هنگام که می خندی
در آن هنگام که می بخشی
..
وقتی شادی می آفرینی
پرتو الطاف او را می پراکنی
آری
از بدو ظهور معجزه وار پای به این سرا گذارده ای
وجودت معجزه است
لطف داری و بزرگواری رئوفه جان
تو زیبا می بینی
حسودی؟؟؟
من به زیبایی نگاه تو حسودیم میشه
برای سلامتی و شادمانیت دعا می کنم
سلام
عالیه :
تا اطلاع ثانوی عاشقی تعطیله دیگه !!!!!!!!
این یعنی زندگی (چشمک)
شاد باش
و
شاد زندگی کن !
سلام
سلام رئوفه جان
هر مخلوقی نشانی از خداست
و هیچ مخلوقی او را هویدا نمی سازد
معجزه ای
همین
سلام رئوفه خوبی
چطوری ؟؟؟
منم خوفم
چه خبر ها
تو هم که مثل من شدی دیر به دیر آپ می کنی
شاد و خوشحال هستی عزیزم؟؟
من هم شاد و خوشحالم فقط یه کم نوشتنم نمیاد و الا هستم
گفتم سری زده باشم و حالی ازت پرسیده باشم
راستی نزدیک امتحاناتت شده نه !!
امتحان زندگی چطوری دخترکم
سلام عزیزم
خوبی؟
دیگه بهمون سر نمی زنی
راستی آپ کردما منتظرتم
موفق باشی گلم
رئوفه جان سلام
حالا دیگه خبر نمی کنی دانشگاه قبول شدی
ببخشید خیلی وقته بهت سر نزدم
تو دانشگاه حسابی درگیر درس و پروژه هام شدم شرمنده
این پستت هم مثل همیشه عالی بود
ولی یک کم در هم و بر هم!!
[گل][گل][گل][گل]mersi az hozoore hamishe sabzetoon upe zibai bood afarin[گل][گل]
[تحسین][تحسین][تحسین][تحسین][تحسین]
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
دوست گلم سلام ... اپم وبی صبرانه منتظرت حضورت
[گل] [گل] [گل]
عشق تو ای بانو...
رنج کشیدن را به من آموخت
و اینکه چگونه هر شب برای خود فال بگیرم
و هر روز نزد طبیبان روم
و تنها دلیل شادیهایم، لبخند تو باشد
سلام و خسته نباشید عزیزم ببخشید دیر نظرت دادم اپت خیلی عالی بود و همیشه موفق باشید گلم به وبلاگم آپ کردم سری بزنید متشکرم{گل}
سلام
وبلاگ زیبایی دارید.
یه سری هم به ما بزنید.
ممنونم.
سلام
سلام رئوفه عزیز
منم زمستونو خیلی دوست دارم
زمستون فصل تنهایی باغ هاست
آرامش باغ ها
و سکوت
همیشه در سکوت است که بهترین موهبت ها را دریافت می کنیم.
زمستان زیباست چراکه زیبایی چون تو در زمستون به دنیا آمده
بسیار موافقم
زاده سپیدی
معجزه
حضورت و وجودت شادی آفرین است
نمی دانم چه روزیه
ولی تبریک میگم
از صمیم قلب
رئوفه جانم
منم گفتم
این زندگی را نمی خواهم.
ممنونم از لطفت
توجهت
ممنونم از توصیه هات
چشم
چشم
بهترین آرزوهایم ازآن تو
به رسم ادب[گل]سلام[گل]
.
خرم آن روز کزین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم وز پی جانان بروم
گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب
من به بوی سر آن زلف پریشان بروم...
.
.
کلبه تنهاییم به روز شد...
منتظر حضور گرم و پر مهر شما هستم...
موفق باشید و پایدار[گل]
سلام خوفی!!!
چه خبرا !!!!!جدیدا دیگه عاشق نشدین!!!
آخه معمولا عشاق شکست خورده واسه انتقام از عشق قدیمی میخوان سریع برن سراغ یکی دیگه!!!
سلام.مرسی از حضورت.
اولا که من شکست نخوردم و خودمو عاشق شکست خورده نمیدونم.
دوما من هنوز عاشقم دقت کنی اینو آخر همه ی پستام میگم.
سوما اونی که به راحتی و به بهونه ی انتقام میره سراغ یکی دیگه اصلا از اولشم عاشق نبوده و در اشتباه بوده.اون عشقش بخوره تو سر دشمنش...
چهارما کسی که عاشق باشه فکر انتقام از عشقش به ذهنشم نباید خطور کنه چون لازم نیست تو انتقام بگیری خدا خودش میدونه با بندش چی کار کنه و حق هر کسی رو به اندازه ی خودش کف دستش میذاره...
پنجما عشق خیلی با ارزش تر از این حرفاست که بخوای به خاطر نادونی یه جوون زندگیشو با انتقام تباه کنی.عشق شأنش بیش از این کارای بچه گانست.
دیدتو یه کم عوض کن.همه که مث هم نیستن...
شاد باشی...
سلام رئوفه عزیزم
سلام
خوبی؟؟؟
این روزها چی کار می کنی؟
خوش میگذره؟
رئوفه جان
هر کسی اگه یه دوست خوب مثل تو داشته باشه هرگز سرما به سراغ قلبش نمی آید
اینو گفتم اگه احیانا وبلاگمو خواندی
مبادا چینی بر پیشانیت نشیند
خم غمی بر گوشه لبانت
زمستونو خیلی دوست دارم
چون زیباست و زیبای چون تو در آن آفریده شده
معجزه.
به ثمر نشستن و رها شدن زیبا تر از جنون بارور شدن است
مواظب خودت باش
به امید لبخندت
سلام
وبلاگ جالب و متنوعی دارید
با اجازتون من لینکتون کردم
شمام اگه خواستین با (عکس و پوستر ) منو لینک کنید
متشکرم
بای
سلام دوست عزیز
خسه نباشی...اوووووووووو من که خسته شدم...چقدر زیاد نوشته بودی....نمی نویسی...نمی نویسی وقتیم می نویسی...واقعن خسته نباشی(لبخند)
از دانشگاه چه خبر؟؟؟نمی خوای فارغ التحصیل شی؟؟؟
اما اصل مطلب:
گاه حادثه ای تمام باورهایت را به هم می ریزد
و تو مجبوری به خودت فرصتی بدهی
فرصتی برای یافتن...جستن و پیدا کردن چیزی که خودت نمی دانی چیست
اما به یقین وقتی آن را یافتی می فهمی که آن همان چیزیست که از دست داده بودی
و یا چیزی که به آن نیازمندی...آن چیز یک باور است باوری سبز در دلت
و تا آن موقع احساس می کنی که آواره ای...آواره
دعا کن همه خودمونو...باورهایه سبزمونو پیدا کنیم
شاد باشی و موفق
سلام
خیلی وبلاگت جالبه مخصوصا اون متن اولش که من خیلی دوست دارم. خوشحال میشم بهم سر بزنی
راستی با تبادل لینک موافقی؟خبرم کن
موفق باشی
سلام سلام!
به روز شدم!
خوشحال میشم حضور گرمتون رو حس کنم!
جدی میگم به مولا!
واقعاً دوس دارم که شما به وبلاگم سر بزنید
پس حتماً بیان
مرسی
سلام و عرض خسته نباشید
نمیتونم بگم وبلاگتون جالبه یا نه.. چون هیچی ازش هنوز نخوندم.......
ظاهرش که بد نیست...
به ما هم سر بزنید
سلام خسته نباشید.
تاحالا که وبلاگتونو ساختین، چه چیزی دستگیرتون شده، یعنی به چه چیزی رسیدین؟
ممنون می شم اگه جوابمو تو وبلاگم بدین.
سلام
ممنون از حضورتون
من شما را لینک کردم شما هم منو با اسم رویای خیس لینک کن.
یه سوالی واسم یش اومده شما چجوری تونستی عشقتو فراموش کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
موفق باشی
سلام دوست من دلم تنگ شد با خودم گفتم بیام پیش دوستانی که درد آشنا هستند چند باری اومدم دیدم انگاری سرت خیلی شلوغه . آپ زیبایی کردی همیشه یکی بود و یکی نبود واقعا همینطوره ...
غربت من هنوز منتظرحضورته گلم ...
مثل قدیما به امید سبز بودنت .
سلام دوست عزیز
از اینکه فرصتی شد تا از وبلاگتون بازدید کنم خوشحالم.
این وبلاگ من بروز است.
سلام عزیزم.......
خوبی؟؟
خدا رو شکر که شدی همون دختر همیشگی ..... ساد و خندون ........
شرمنده که من دیر اومدم عزیزم ........
منم عاشق شعر اندی هستم ............
نه دلم تنگ نشده ......... معرکه هست ...........
خوشحالم که دیگه دلتنگی رو کنار گذاشتی .........
هر جا هستی بدون خدا همیشه باهاته .........
خدا زیباترین معشوق انسانهاست .........
جمله های قشنگی بودن ....... ممنونم که اومدی ...........
قطار میرود...
تو میروی...
تمام ایستگاه میرود...
و من چقدر سادهام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستادهام...
و همچنان
به نردههای ایستگاه رفته
تکیه دادهام !
قیصر امین پور
آپم و منتظر ........
موفق باشی .......
یلدا را با شکوه جشن میگیریم ,,
این شب را که بلند ترین شب سال است , در کنار یکدیگر جشن گرفته و مانند هر
سال به شادی و پای کوبی خواهیم پرداخت , و از میوه ها و خشکبار سفره ها
رنگین میکنیم ,, باشد که سینه به سینه و نسل به نسل زنده و پویا به آیندگان
این مرزو بوم رسد ,,
شب یلدا بر شما دوستان خجسته باد
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
دوست گلم
من آپم
^^^^^^#####################^^^^^^^^^^
^^^^^^######^^^^^^^^^^^^^######^^^^^^^^
^^^^^#####^^^^^^^^^^^^^^^^^######^^^^^^
^^^^####^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^#####^^^^^
^^^####^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^#####^^^^
^^####^^^^^####^^^^^^^^^###^^^^^###^^^^
^^###^^^^^######^^^^^^^###^^^^^^####^^^
^####^^^^^######^^^^^^###^^^^^^^^###^^^
^###^^^^^^^####^^^^^^###^^^^^^^^^####^^
^###^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^###^^
^###^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^###^^
^###^^^^##^^^^^^^^^^^^^^^^^##^^^^^###^^
^###^^^^###^^^^^^^^^^^^^^^^##^^^^####^^
^####^^^^###^^^^^^^^^^^^^^###^^^^###^^^
^^###^^^^####^^^^^^^^^^^####^^^^####^^^
^^####^^^^#####^^^^^^^#####^^^^^###^^^^
^^^####^^^^###############^^^^#####^^^^
^^^^####^^^^^###########^^^^^#####^^^^^
^^^^^#####^^^^^^^^^^^^^^^^^######^^^^^^
^^^^^^#########################^^^^^^^^
^^^^^^^^#####################^^^^^^^^^^
سلام دوست عزیزم
ما آپیدیم .
بدوووووووووووووو بیااااااااااااااا
پس منتظرتیم...............
سلام رئوفه جان
سلام
خوبی؟؟؟
کجاست؟؟؟
کاش سر جاش باشه
:)))))))))))))))))))))
آمین
کاش باشه
جانت آرام
و شادمان
سلام
وبلاگت واقعا قشنگه
خوشحال می شم به منم سر بزن
راستی اگه با تبادل لینک موافق بودی خبرم کن
موفق باشی
سلام رئوفه جان
خوبی گلم؟
دلم برات تنگ شده بود
چند وقته که خیلی گرفتارم نتونستم بیام
باور کن دارم دیوونه میشم
اما خوشحالم الان که اومدم اینقدر شاد میبینمت
واقعا خوشحالم
امیدوارم همیشه شاد باشی
برای شادی همه ی دلها دعا کن
گلم بهم سر بزن
[گل] جها نست شادان به پندار نیک
زپندار نیک است گفتار نیک
چو گفتار و پندارتان نیک شد
نیا ید ز تو غیر کردار نیــک ,,
پاینده باد ایران
زنده باد ایرانی [گل][لبخند]
شب یلدا بر شما شاد باد [گل][گل][گل][لبخند]
sepas az mehrat ,, shad bashi
سلام عزیزم
گل من دوست دارم بیشتر با هم آشنا بشیم
اگه آدی تو را داشته باشم خیلی خوبه
اگه میشه بهم بده
موفق باشی
سلام عزیزم
سلام خوبی
خوشی
شادی
اوضاع واحوالت چطوره
یلدا هم که در پیشه معدت آمادگی لازمو کسب کرده؟؟
منم خوبم و در انتظار یلدا
خوش بگذره من هم آپ کردم عزیزم
سلام دوست عزیز
این وبلاگ من بروز است.
U dooostaye weblogito faramoooosh ke nakardi are *montezerim ma
سلام . یه سایت توپ به نام آفتابگردون aftabgardoon.com هست یه قسمت داره عین اینجا خیلی رومانتیکه